چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )

31

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )

داشتند . از آنجا به گلران « 1 » رفتيم و مورد استقبال حاكم غوريان كه همراه با پنجاه سوار افغانى در جستجوى عبد المجيد پسر بزرگ سلطان احمد آخرين حاكم مستقل هرات بود قرار گرفتيم . عبد المجيد در مشهد و با يك مستمرى كه روسها براى وى در نظر گرفته بودند زندگى مىگذرانيده ، و اخيرا از محل تحت نظر خود در اين شهر فرار كرده بود . گفته مىشد كه وى قصد داشته تا به روسيه رود و سپس در آنجا بعد از تجهيز به هرات حمله‌ور شود . اين حمله هيچگاه بوقوع نپيوست و آخرين خبرى كه من از عبد المجيد شنيدم اين بود ، كه در سمرقند با مقررى كه از دولت روسيه مىگرفت زندگى مىكرد . در گلران قبايلى از افغان‌هاى چادرنشين زندگى مىكردند و جاده‌اى كه از آن به رباط سرخ مىرفت بسيار ناهموار و پر از تپه ماهور بود . در طول راه به كرات جاى سم گورخر ديديم . به نظر مىرسيد كه اين حيوان براى آشاميدن آب به اين ناحيه مىآيد . اما متأسفانه موفق نشديم كه يكى از آنها را ببينم . گفته مىشد كه اين حيوان روزبروز كمياب‌تر و ناياب‌تر مىشود . در دهم سپتامبر سال 1893 م . در محلى بنام كمان بهشت رودخانهء هريرود را قطع كرديم . بستر رودخانه تقريبا خشك بود و در آن حوضچه‌هاى نمك به وفور ديده مىشد . مجبور شديم تا تعدادى از افراد را مأمور كنيم تا آب آشاميدنى را از مسافتى دور تر تهيه نمايند . تمام روز باد شديدى مىوزيد و سرتاپاى ما از گرد و غبار پوشيده شده بود . پست مرزى روسيه در كنار هريرود در محلى بنام پل خاتون واقع است . پل قديمى واقع بر اين رود را روسها مرمت كرده بودند و از راه همين پل در فصولى از سال مردم دو قلمرو روس و ايران آزادانه رفت‌وآمد مىكردند . از پل خاتون بود كه قزاق‌ها در سال 1897 م . به ايران سرازير شدند و بىشك در هر تهاجمى به اين كشور در آينده اين ناحيه از اهميت سوق الجيشى قابل ملاحظه‌اى برخوردار خواهد بود .

--> ( 1 ) - طرف غربى كشك به فاصلهء هفت فرسخ و مركز آن آل قره‌باغ است . ص 110 جغرافياى حافظ ابرو .